ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

مقدمهء مترجم 10

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

و به اقتضاى ذات تحقيق از شائبه‌ى هرگونه غرض يا حب و بغض خاص نسبت به مردم و تاريخ و فرهنگ اين سرزمين به كلى دور بوده است . مطلب مهم ديگر اينكه اورسل در اين سفر نه فرستاده‌ى سياسى است و نه مأمور موظف نظامى و يا مستشار حكومتى . او حتى مانند شاردن يا تاورنيه به هواى تجارت و سوداگرى به مشرق زمين نيامده است ، بلكه پژوهشگرى است كنجكاو كه صرفا به سائقه‌ى سير آفاق و انفس و فقط به انگيزه‌ى تحقيق و تفحص قدم در اين راه گذاشته است و همان‌طور كه قبلا اشاره شد ، ابتدا در پرتغال و بعد در قفقاز و ايران به سير و سياحت پرداخته و هرچه را كه با چشم باز و باريك‌بين خود ديده ، همه را بىكم‌وكاست در سفرنامه‌اش آورده است . البته در يكى دو مورد ، شايد به علت منابع و مآخذ بىاعتبارى كه در اختيار وى بوده ، مطالب خلاف حقيقت و احيانا تعصب‌آميزى را نيز عنوان كرده كه به سهولت قابل تشخيص است و براى رفع هرگونه شبهه‌ى احتمالى در مورد هركدام آنها توضيحات كافى داده شده است . نكته‌ى آخر اينكه اورسل علاوه بر داشتن آخرين مدرك دانشگاه و اطلاعات عميق و پردامنه در زمينه‌هاى ادبى و تاريخى ، با چند زبان آشنا بوده و پيش از آهنگ سفر به مشرق زمين اغلب منابع تاريخى و سفرنامه‌هاى مربوط به ايران و آسيا را به دقت مطالعه كرده بود . ضمنا او از شمّ دورنگرى و روشن‌بينى و از قدرت تجزيه و تحليل مسائل سياسى و اجتماعى هم بهره‌ى كافى داشته و پيشگويىهايى كه در زمينه‌ى سياست بين المللى و جابه‌جا شدن قدرت‌هاى بزرگ جهانى كرده ، بعد از گذشت يك قرن ، تقريبا همه به حقيقت پيوسته است . آگاهىهايى كه نويسنده درباره‌ى مردم و آداب و سنن و آثار تاريخى و اوضاع روز مناطق مختلف قفقاز ، گرجستان ، ارمنستان ، و داغستان ، يا ايران خودمان مىدهد ، همه دست اول ، آموزنده و خواندنى است ؛ تا آنجا كه نويسنده‌ى خودخواه و بلندآوازه‌يى مانند « لرد كرزن » « 1 » در كتاب مهم و پرمطلب خود ايران و قضيهء ايران ، بعد از چندين بار استناد به مطالب اين كتاب ، يك جا به صراحت مىنويسد : بهترين تعريفى كه در باب قصرها ( ى سلطنتى قاجار ) ديده‌ام شرح اورسل در

--> ( 1 ) . Lord Curzon